سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶

داستان حضرت فاطمه (س) وحورالعین بهشتی

داستان حضرت فاطمه (س) وحورالعین بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلمان فارسی می گوید:

روزی پس از شهادت رسول خدا (ص) از منزل بیرون آمدم،امیر مومنان علی(ع) را دیدم،حضرتش فرمود:

ای سلمان!پس از شهادت رسول خدا(ص) برا ستم روا داشتی.

عرض کردم :حبیب من، ای امیرمومنان بر مثل شما مخفی نیست(بر مثل شما ستم روا نیست)جز آن که غم و اندوه رسول خدا(ص)بر من مستولی و همان باعث کوتاهی من در زیارت و دیدار شما گشت.

نگاه امیر مومنان علی (ع) فرمود:

ای سلمان !اینک به منزل فاطمه(س) رهسپار شو او مشتاق دیدار توست و می خواهد هدیه ای را که از جانب خدا از بهشت برای او آورده شده به تو دهد.

سلمان می گوید: (من از این امر در شگفت شده و )عرض کردم:

ای امیر مومنان!هدیه ای از بهشت ، پس از شهادت رسول خدا(ص)به فاطمه(س)رسیده؟

فرمود :آری،ای سلمان

سلمان می گوید:من با سرعت تمام به خانه فاطمه(س)رهسپار شدم درب خانه را کوبیدم.فضه خدمتگذار حضرتش پشت در آمد،و به من اجازه ورود داد،محضر مبارک حضرت فاطمه(س) شرفیاب شدم،آن حضرت نشسته عبای بر سر کشیده و خود را پوشیده بودچون من را دید فرمود:

ای سلمان! بنشین و (در آنچه می گویم) بیندیشبدان که من دیشب همین جا نشسته بودم و در مورد شهادت رسول خدا(ص) به فکر فرو فته بودم ،غم و اندوه سینه ام را فرا گرفته بود،من خودم با دستانم درب خانه را بستم ،ناگاه بدون این که کسی آن را بگشاید

درب خانه من گشوده شد،ناگهان ها بانورا دیدم که بر من وارد شدند،آنان به قدر زیبا بودند که هیچ بیننده ای همچون زیبای آنها و شادابی چهره آنها را ندیده بود،وقتی وارد اتاق شدند برخاستم گفتند ما حور الین هستیم ،ای دخت رسول خدا(ص)!خداوند جهانیان،ما را به جانب تو فرستاده تا تو را در شهادت جانسوز پدرت تسلی دهیم.

من رو به یکی از آنها کرده کرده و گفتم :نامت چیست؟

گفت:<<ذره>>

گفتم :حبیب من چرا تو را <<ذره>>نامیده اند؟

گفت:از آن جهت که من برای ابوذر غفاری،صحابی پدر بزرگوارت رسول خدا آفریده شده ام.

رو به دیگری کرده و گفتم نام تو چیست؟

گفت:نام من((سلمی)) است

گفتم چرا ((سلمی))امیده شده ای؟

گفت: چون برای سلمان یار و صحابه رسول خدا آفریده شده ام.

رو به سومی کرده و گفتم نام تو چیست؟

گفت <<مقدوده>>

گفتم :حبیب من !تو چرا <<مقدوده>>نامیده شده ای؟

گفت: من نیز برای مقداد بن اسود کندی،صحابه رسول خدا(ص) آفریده شده ام.

رو به چهارمی کرده گفتم :نام تو چیست؟

گفت: ((عماره))

گفتم:چرا ((عماره))نامیده شده ای؟

گفت: من نیز برای عمار بن یاسر ،یار وفادار رسول خدا (ص)آفریده شده ام.آنگاه هدیه ای به من دادندکه مقداری از آن را برای تو کنار گذاشته و نگه داشتم

نوشته شده توسط dehyaribakhtiar در شنبه, ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۵:۵۵ ق.ظ

دیدگاه