پنج شنبه, ۰۵ مرداد ۱۳۹۶

درس زندگی

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل کلاس اورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای را از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت وآنها را داخل لیوان انداخت. آنگاه از دانشجویان پرسید آیا لیوان پر شده است؟ همه گفتند بله پر شده. استاد مقداری سنگ ریزه را از داخل جعبه برداشت و آنها را روی قلوه سنگهای داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را کمی تکان دارد تا ریگها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگها بلغزند سپس از دانشجویان پرسید آیا لیوان پر شده؟ همگی پاسخ دادند بله پر شده. استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن برداشت و داخل لیوان ریخت ذرات شن به راحتی فضاهای کوچک بین قلوه سنگها و ریگها را پر کردند.استاد یکبار دیگر از دانشجویان پرسیدآیا لیوان پرشده؟ دانشجویان همصدا پاسخ دادند بله پر شده. استاد از داخل جعبه یک بطری آب را برداشت و آن را درون لیوان خالی کرد. آب تمام فضای کوچک بین ذرات شن را هم پر کرد.اینبار قبل از اینکه استاد سوالی بکند یکی از دانشجویان با خنده فریاد زد بله پر شده. بعد از آنکه خنده ها تمام شد استاد گفت این لیوان مثل شیشه عمر شماست و این قلوه سنگها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامتی و خانواده و فرزندان و دوستانتان هستند. چیزهایی که اگر هر چیز دیگری را از دست دادید و فقط اینها برایتان باقی ماندند هنوز هم زندگی شما پر است. استاد نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد:ریگها هم چیزهای دیگری هستند که در زندگی مهمند. مثل شغل و ثروت و خانه. و ذرات شنهم چیزهای کوچک و بی اهمیت زندگی هستند.مثله ۰۰۰

اگر شما اول ذرات شن را داخل لیوان بریزید دیگر جایی برای سنگها و ریگها باقی نمیماند و این وضعیت در مورد زندگی شما صدق میکند. در زندگی حواستان را به چیزهایی معطوف کنید که واقعا اهمیت دارند. به پدر و مادر محبت کنید.با فرزندتان بازی کنید.به دوستان خود سر بزنید. برای نظافت خانه یا تعمیر خرابی های کوچک و… همیشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهای زندگیتان برسید. بقیه چیزها حکم ذرات شن را دارند.

نوشته شده توسط dehyaribakhtiar در دوشنبه, ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۶ ب.ظ

دیدگاه